تحلیل

حرف دلی با هم میهنان

2026/07/30 admin1 4 دقیقه مطالعه
حرف دلی با هم میهنان

با توجه به شرایط کنونی در ایران و اوضاع منطقه‌ای و رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی دونالد ترامپ، برخی از مردم کمی دل‌نگران شرایط آینده در ایران و عاقبت جمهوری اسلامی و سیستم سرکوبگرش هستند.

به یاد بیاوریم که در فاصله نه‌چندان دور، حدوداً چند ماه پیش، رژیم جمهوری اسلامی با سبوعیتی بسیار و خشونتی غیرقابل وصف اقدام به کشتار مردم ایران کرد تا صدای اعتراضات مردمی را برای همیشه، به قول خودشان، خاموش کند. در آن دوران، مردم ایران تنها و بی‌یاور، بدون صدا و دادرس بودند. همه ما، چه در داخل و چه در خارج، یک‌صدا طلب کمک می‌کردیم و شاهزاده رضا پهلوی بارها این صدا را بلند کرد و برای نجات مردم از چنگال خامنه‌ای ضحاک و مزدوران تا دندان مسلحش تقاضای کمک بین‌المللی کرد.

در این هنگام بود که فهمیدیم چقدر تنها هستیم و یک استاندارد دوگانه در جهان حکم‌فرماست و خون فلسطینی‌ها از خون ایرانیان رنگین‌تر است. حتی در سازمان ملل کسی نبود دادخواه ما شود و کشورهای اروپایی در خفه‌خون محض، خفقان مردم ما را نظاره کردند.

اما به‌ناگاه دو شخص به فریاد مردم ما رسیدند؛ یکی از آن‌ها دوست همیشگی مردم ایران و وامدار کوروش کبیر، یعنی نتانیاهو، و دیگری پرزیدنت ترامپ. در آن زمان که خامنه‌ای برای خود خدایی می‌کرد و علی لاریجانی حکم قتل‌عام مردم را در شورای عالی امنیت ملی امضا کرد و مادران ایران‌زمین که در سوگ فرزندان نشسته بودند، با دیدن این‌ها جگرهایشان پاره‌پاره می‌شد، به‌ناگاه خبر آمد که در حملات هوایی کوبنده، علی خامنه‌ای به درک واصل گردیده تا مرهمی، هرچند کوچک، بر زخم‌های مردم داغ‌دیده ایران باشد.

پس از آن، در فاصله‌ای نه‌چندان دور، علی لاریجانی نیز به آن خبیث ملحق شد تا مردم آرامشی، حتی لحظه‌ای، را تجربه کنند. همزمان، کوبیدن سرکوبگران رژیم در خیابان‌ها و هدف قرار دادن پایگاه‌ها و ستادهای فرماندهی رژیم، فرماندهان نظامی، نیروهای سیاسی و نیروهای مذهبی تصمیم‌گیر در ساختار رژیم، همه و همه با همت و اراده دونالد ترامپ و نتانیاهو اتفاق افتاد.

درست است که تمام این کارها در راستای منافع ملی خود این افراد اتفاق افتاده، اما آن‌ها به شیوه‌های دیگر هم می‌توانستند با هزینه‌های بسیار کمتر اقدام به فلج کردن رژیم جمهوری اسلامی بکنند؛ منتها تصمیم گرفتند همزمان به ما نیز یاری برسانند و ما مدیون این رفتارها و سیاست‌های آن‌ها هستیم.

اینجا می‌خواستم یک مسئله را برای هم‌میهنان خودم روشن کنم: دوستان عزیزم، یادمان نرود از میان بردن این رژیم و برقرار کردن عدالت و دموکراسی در ایران، از ابتدا وظیفه میهنی ما ایرانیان بوده است. یادمان نرود که ما بودیم که در چندین سال گذشته، با وارد کردن ضربات پیاپی تبر بر تنه رژیم، موجبات ضعف آن را فراهم آوردیم.

ما در ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، پس از فراخوان شاهزاده، کاری کردیم که پایه‌های سست رژیم سفاک، سست‌تر از همیشه شود؛ خاندان خامنه‌ای به قعر جهنم فرستاده شوند و نیروهای سرکوبگر سپاهی و بسیجی نابود گردند. در این میان، آمریکا و اسرائیل فقط ابزار بودند و هستند برای ما.

ما راه خود را تا پایان استیلای ننگین رژیم آخوندی ادامه خواهیم داد و پرچم پرابهت شیر و خورشید را در ایران آباد و آزاد به اهتزاز درخواهیم آورد؛ چه با آمریکا و اسرائیل و چه با تکیه بر قدرت بی‌مثال خودمان.

به یاد داشته باشیم، هنگامی که علیه رژیم متحد شدیم، همین سه ماه پیش، علی خامنه‌ای و سیستم سرکوب او و فرماندهان نظامی و میدانی او، اقتصاد نفتی او و… همگی وجود داشتند، ولی اکنون خبری از این‌ها نیست. اکنون رژیمی در ایران حکم‌فرماست با پایه‌های لرزان، بدون پول و اقتصاد، بدون فروش نفت، با چیزی نزدیک به ۵۰٬۰۰۰ نیروی انتظامی و امنیتی کشته‌شده.

دوستان، این راه پر پیچ و تاب را ما داریم به پایان می‌رسانیم و خط پایان راه را در افق می‌بینیم. دلسردی و نگرانی برای ما معنی ندارد؛ تمرکز بر هدف، حمایت از شاهزاده رضا پهلوی و ثبات قدم، چیزهایی است که باید به آن فکر کنیم.